محمد بن على ظهيرى سمرقندى
مقدمهء مصحح 31
سندباد نامه ( فارسى )
اكنون به بررسى مختصات لفظى ، معنوى و زبانى سندبادنامهء ظهيرى مىپردازم و نمونههايى را ذكر مىكنم : الف - مختصات لفظى : هدف نويسنده تنها بيان معنى نيست بلكه به شيوهء اطناب و به گونهاى مبالغهآميز و متكلف ، الفاظ و تركيبات متجانس را به رشتهء عبارت كشيده و در نثر نيز مانند فنىترين اقسام شعر توجه خواننده را بيش از پيگيرى معنى به مناسبات لفظى كلام و معانى دور از فهم آن و چگونگى انتخاب و استعمال كلمات در عبارات كشانده و چنين امرى كافيست كه لفظ را بيش از معنى ، ممتاز و مشخص كند و مؤلف سندبادنامه بهخوبى از عهدهء اين كار برآمده است « 1 » . مهمترين صنايع بديعى كه در سندبادنامهء ظهيرى سمرقندى مشهود است ، عبارتند از : - سجع : از جمله صنايعى است كه در سندبادنامه به شيوهء معمول آثار فنى اين دوره بهكار مىرود و با توجه به اينكه نويسنده اصرار زيادى دارد تا عبارات به صورت قرينه آورده شوند ، سجع در آن نقش مهمى دارد . نكتهء ديگر اينكه هر سه نوع سجع اعم از : متوازى ، متوازن و مطرّف در سندبادنامه بهكار رفته است . « قادرى كه غبار زوال بر جمال كمال او ننشيند و كاملى كه دست نقصان دامن جلال او نگيرد » ص 1 - جناس : رايجترين صنعت ادبى در نثر اين دوره پس از سجع ، جناس است كه در سندبادنامه از بالاترين نوع آن يعنى جناس تامّ تا ضعيفترين اقسام آن كه عبارت از تجانس الفاظ در بعضى از حروف است ، وجود دارد . « بنان او آن بحار است كه اگر بخار كند ، دست چنار بىزر بيرون نيايد » ص 12 - مراعات النظير : آوردن كلماتى كه به نحوى با يكديگر تناسب داشته باشند اعم از : اصطلاحات نجومى و اصطلاحات مربوط به بازيهاى نرد و شطرنج و غيره در جاىجاى
--> ( 1 ) . ظهيرى خود دراينباره مىنويسد : « ديباچهء او را به ترصيع و تجنيس و تشاكل و توازن و اضداد و انداد مطرّز و موشّح كن » ( متن ، ص 17 )